ظرفیتهای بالای اقتصادی ایران که در زمان تحریمها بلا استفاده مانده بود پس از اجرایی شدن برجام این کشور را به کانون توجه سرمایه گذاران تبدیل کرده است، حال این پرسش مطرح می شود که آیا آلمانها در این راه از دیگران سبقت می گیرند؟
پس از یک دهه سردرگمی اقتصاد جهان در نوع مواجهه با اقتصاد ایران، مقامهای بلندپایه کشورهای صنعتی به همراه هیئتهای اقتصادی، تجاری و بازرگانی خود به ایران سفر می کنند تا سهمی از بازار ٣٠٠ میلیارد دلار کشوری داشته باشند که به دلیل تحریمها سالها خود را از آن محروم کرده بودند.

در ٩ ماه نخست سال ١٣٩٤ و پس از آن که احتمال حصول توافق ایران و ١+٥ قوت گرفت بیش از ١٤٥ هیئت تجاری، اقتصادی و سرمایه گذاری با سه هزار و ٧٦٣ نفر از ٤٨ کشور به ایران سفر کردند و با اجرای برجام به تعداد سفرها و ملاقاتهای سران کشورهای مختلف از ایران افزوده می شود.
در این میان آلمانیها جز نخستین کشورهای صنعتی به شمار می آیند که برای گرفتن سهم بیشتر از بازار سرمایه ایران وارد میدان شده اند و در چند مرحله وزیران خود را به همراه هیئتهای بلند پایه اقتصادی روانه ایران کردند.
زیگمار گابریل، معاون صدراعظم آلمان، وزیر اقتصاد و انرژی و رئیس حزب سوسیال دمکرات آلمان، نخستین شخصیت بلندپایه سیاسی یک کشور غربی بود که تیرماه امسال و پس از پایان مناقشه هسته‌ای با جمهوری اسلامی ایران با اریک شوایتسر، رئیس اتاق صنایع و بازرگانی آلمان (DIHK) و به همراه هیئتی بلند پایه از شرکتهای صنعتی و بازرگانان و سرمایه گذاران آلمانی راهی ایران شد.
پس از زیگمار گابریل، فرانک والتر اشتاین‌مایر، وزیر امور خارجه آلمان دیگر مقام بلند پایه آلمانی است که در اتفاقی نادر برای دومین بار و ظرف کمتر از پنج ماه عازم تهران شده و با دکتر حسن روحانی، رئیس جمهوری، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دیدار و گفتگو کرده است.
برخی خبرگزاریها سفر اشتاین مایر به ایران را در راستای میانجی گری میان ایران و عربستان عنوان کرده اند، اما وزیر امور خارجه آلمان که هم اکنون در تهران به سر می برد در یک کنفرانس خبری مشترک با ظریف وساطت میان ایران و عربستان را رد کرد و گفته «لازم نیست که میان دو کشور همجوار ایران و عربستان بخواهیم وساطتی داشته باشیم.»
وزیر امور خارجه ایران نیز در کنفرانس خبری مشترک خود با اشتان مایر عنوان کرد که ملاقاتهای اشتاین مایر در ایران با همتایان دولتی و خصوصی برای گسترش روابط دو و چندجانبه است.
ظریف با بیان این که دو طرف ایران و آلمان علاقه مند هستند که از فرصت به وجود آمده برای گسترش همکاریها استفاده کنند، گفت: دو کشور موارد زیادی در ابعاد فرهنگی، علمی و دانش دارند که می توانند به یکدیگر عرضه کنند و گشایش روابط و گسترش آن برای هر دو طرف منافع خواهد داشت.
در واقع پس از امضای برجام و لغو تحریمها علیه اقتصاد ایران، مسائل حاشیه ای که روی روابط ایران و دیگر کشورهای جهان خیمه انداخته بود به حاشیه رانده شده و همه به دنبال کسب سهم از بازاری هستند که سالها دور از دسترس بوده و عقب ماندن از رقبا در این بازار خسارتی است که دیگر قابل جبران نیست!
حجم تجارت آلمان با ایران در جریان تحریمها از ٤,٧ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۰ به ٢.١ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۳ کاهش یافته است ولی آلمانیها انتظار دارند که حجم صادرات این کشور به ایران در سه تا چهار سال آینده از ٢.٣٩ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۴ به ۱۰ میلیارد یورو افزایش دهند.
رئیس جمهوری امروز (چهارشنبه، ١٤ بهمن ماه) در دیدار با اشتاین مایر به اجرای رسمی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام ) اشاره کرد و گفت: باید با بهره‌گیری از فرصتهای پسابرجام و پساتحریم، سطح همکاریهای دو کشور را ارتقا داد، بویژه این که آلمان در دوره‌ای نخستین شریک تجاری ایران در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا بوده است.
روحانی تصریح کرد: فرصتهای همکاری در بخشهای مختلف از جمله صنعت، معدن، انرژی و خطوط ریلی و گردشگری فراهم است و آلمان در این حوزه ها می‌تواند مشارکت فعالتری داشته باشد.
وزیر امورخارجه آلمان نیز در این دیدار با تاکید بر این که فصل تازه‌ای در روابط اتحادیه اروپا و آلمان با اجرای رسمی برجام آغاز شده است، گفت: برلین مصمم به گسترش روابط با تهران در همه حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دانشگاهی است.
وی با اشاره به دو دیدارش از تهران طی یک دوره سه ماهه، از آن به عنوان نشانه‌ای از علاقه‌مندی برلین به توسعه همه جانبه روابطش با تهران نام برد و افزود: روابط دو کشور طی این دوره زمانی با یک جهش روبرو بوده و عمده شرکتهای بزرگ آلمانی مایل به حضور در بازار ایران برای سرمایه گذاری و همکاری هستند.
وزیر خارجه آلمان عنوان کرد: طی سال گذشته میلادی ١٠ هیئت بزرگ سیاسی و اقتصادی آلمان از جمهوری اسلامی ایران دیدار و با شریکان خود گفتگو و مذاکره کرده‌اند و هم اکنون نیز هشت هیئت بزرگ دیگر اقتصادی در صف سفر به تهران هستند و این سفرها راه را برای سرمایه گذاری مشترک باز می‌کند.
بیژن زنگنه وزیر نفت ایران نیز پیش از این و در زمانی که زیگمار گابریل وزیر اقتصاد و انرژی و رئیس حزب سوسیال دمکرات آلمان، با هیئت همراه به ایران آمده بود با بیان این که امیدواریم شرکتهای آلمانی پس از رونمایی قراردادهای جدید نفتی در پروژه های صنعت نفت نیز حضور یابند، درباره زمینه های حضور شرکتهای آلمانی گفته است: «سرمایه گذاری در بخش پتروشیمی، پالایش، ذخیره سازی، بهینه سازی مصرف انرژی، توسعه انرژیهای نو و … طرحهای متعددی هستند که با شرکتهای آلمانی برای انجام آن مشارکت خواهیم داشت.»
وی با بیان این که ما نه تنها برای شرکتهای بزرگ آلمانی برنامه داریم بلکه روی شرکتهای کوچک و متوسط آنها نیز برای انجام پروژه هایی در ایران حساب ویژه ای باز کرده ایم.
به گفته زنگنه، در زمینه پیمانکاری و شرکتهای EPC به مصلحت شرکتهای آلمانی است که در ایران شرکتشان را ثبت کنند و یا در کنار شرکتهای ایرانی حضور پیدا کنند. شرکتهای آلمانی در زمینه ساخت تجهیزات و ماشین آلات فقط به بازار ایران توجه نکنند بلکه می توانند از ظرفیت ایران برای پوشش تمام منطقه استفاده کنند.
اقتصاد آلمان به عنوان پنجمین اقتصاد بزرگ جهان و اروپا یکی از بزرگترین صادرکنندگان ماشین آلات ، وسایل نقلیه، مواد شیمیایی و تجهیزات خانگی است که این سود سرشار را از نیروی کار بسیار ماهر خود می برد.
تولید ناخالص داخلی آلمان در سال ٢٠١٤ با جمعیتی بالغ بر ٨١ میلیون نفر رقمی بالغ بر ٣ هزار و ٦١٣ میلیارد دلار است که خود گواهی بر قدرتمند بودن اقتصاد ومدیریت اقتصادی در این کشور است. تولید ناخالص داخلی آلمان با جمعیتی نزدیک به ایران و مساحتی کمتر از یک چهارم آن تقریبا ١٢ برابر ایران است.
آلمان روزانه حدود یک میلیون و هشتصد و هشتاد هزار بشکه نفت خام و حدود ٢٦٠ میلیون متر مکعب گاز وارد می کند.
این آمار نشان می دهد کشور آلمان با تکیه بر نیروهای کارآمد و ماهر خود و بدون تکیه بر منابع عظیم نفت و گاز توانسته است در میان بزرگترین و پیشرفته ترین تولیدکنندگان آهن و فولاد، زغال سنگ، سیمان، مواد شیمیایی، ماشین آلات، وسایل نقلیه، ابزار و ماشین آلات، الکترونیک، خودرو، مواد غذایی و نوشیدنی، کشتی سازی، منسوجات، قرار گیرد. ضمن این که در بخش خدمات نیز جزو بزرگترین صادر کنندگان لیسانس و فناوری و دانش فنی در جهان است.
نتیجه اینکه آلمانها همان قدر به بازگشت به ایران و سرمایه گذاری در این کشور نیازدارد که صنعت نفت و گاز و دیگر صنایع ایران به تجهیزات، فناوری و دانش فنی آنها نیازمند است.